یکشنبه، ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
چرا استخدامهای اشتباه تکرار میشوند؟ راهنمای علمی طراحی پرسونای جذب و استخدامبسیاری از سازمانها برای جذب نیرو زمان و هزینه قابلتوجهی صرف میکنند. آگهی منتشر میشود، رزومهها بررسی میشوند، مصاحبهها انجام میشود و در نهایت فردی استخدام میشود که روی کاغذ کاملاً مناسب به نظر میرسد. اما چند ماه بعد، یکی از این اتفاقها رخ میدهد:
فرد سازمان را ترک میکند.
عملکرد مورد انتظار را ندارد.
با مدیر یا تیم دچار تعارض میشود.
انگیزه خود را از دست میدهد.
یا بهرغم داشتن مهارت، هرگز به یک نیروی موفق تبدیل نمیشود.
در چنین شرایطی معمولاً علت را به بازار کار، کیفیت پایین متقاضیان یا اشتباهات مصاحبه نسبت میدهند. اما تحقیقات نشان میدهد بخش مهمی از شکستهای استخدامی، قبل از انتشار آگهی استخدام اتفاق میافتد؛ زمانی که سازمان هنوز تعریف دقیقی از فرد مطلوب خود ندارد.
اینجاست که مفهوم پرسونای جذب و استخدام (Recruitment Persona یا Candidate Persona) اهمیت پیدا میکند.
پرسونای جذب، یک تصویر مبتنی بر داده از فردی است که بیشترین احتمال موفقیت را در یک نقش، یک تیم و یک سازمان مشخص دارد.
نکته مهم این است که پرسونا با شرح شغل تفاوت دارد.
شرح شغل به ما میگوید:
فرد چه وظایفی دارد؟
چه مهارتهایی نیاز دارد؟
چه میزان سابقه لازم است؟
اما پرسونا به سؤالاتی پاسخ میدهد که معمولاً در آگهیها دیده نمیشوند:
چه چیزی این فرد را جذب یک فرصت شغلی میکند؟
چه عواملی باعث ماندگاری او میشود؟
چه نوع مدیری را ترجیح میدهد؟
در چه محیطی بهترین عملکرد را دارد؟
چه چیزی باعث میشود پیشنهاد ما را رد کند؟
به بیان دیگر، شرح شغل بر «شغل» تمرکز دارد، اما پرسونا بر «انسان».
مطالعات منتشرشده توسط LinkedIn Talent Solutions نشان میدهد بخش قابلتوجهی از متقاضیان فعال بازار کار، حتی اگر شرایط فنی لازم را داشته باشند، به دلیل عدم تطابق انتظارات، فرهنگ یا فرصت رشد، در سازمان ماندگار نمیشوند.
از طرف دیگر، پژوهشهای Society for Human Resource Management نشان میدهد هزینه یک استخدام ناموفق میتواند بین ۳۰ تا ۲۰۰ درصد حقوق سالانه آن موقعیت شغلی باشد؛ بسته به سطح تخصص و مسئولیت فرد.
به همین دلیل سازمانهای بالغ تلاش میکنند پیش از آغاز فرآیند جذب، تصویر دقیقی از مخاطب هدف خود بسازند.
رایجترین اشتباه این است که سازمانها به جای طراحی پرسونا، فهرستی از آرزوهای خود را مینویسند:
باانگیزه
خلاق
متعهد
مسئولیتپذیر
نتیجهگرا
یادگیرنده
مشکل اینجاست که تقریباً همه مدیران به دنبال چنین افرادی هستند.
اما پرسونا باید بتواند بین افراد تمایز ایجاد کند.
به عنوان مثال:
«متخصص منابع انسانی با سه سال سابقه» یک پرسونا نیست.
اما:
«متخصص منابع انسانی که از محیطهای ساختارمند خسته شده، به دنبال فرصت رشد سریع است، استقلال عمل را دوست دارد و در محیطهای پرابهام عملکرد خوبی دارد» به یک پرسونا نزدیکتر است.
یکی از تفاوتهای اصلی سازمانهای حرفهای و سازمانهای سنتی در همین نقطه است.
سازمانهای سنتی پرسونا را حدس میزنند.
سازمانهای حرفهای آن را استخراج میکنند.
بهترین نقطه شروع، بررسی کارکنانی است که در آن نقش موفق بودهاند.
سؤالات کلیدی:
چرا جذب سازمان شدند؟
چه چیزی باعث ماندگاری آنها شده؟
چه ویژگیهای مشترکی دارند؟
در چه شرایطی بهترین عملکرد را ارائه میکنند؟
مطالعات Harvard Business Review نشان میدهد الگوهای موفقیت معمولاً بیش از مهارتهای فنی به ویژگیهای رفتاری، انگیزشی و محیطی وابستهاند.
گاهی اطلاعات خروجیها ارزشمندتر از اطلاعات نیروهای فعلی است.
بررسی کنید:
چه کسانی زودتر سازمان را ترک کردهاند؟
دلیل واقعی خروج چه بوده؟
چه انتظاراتی برآورده نشده؟
این دادهها به شناسایی عوامل عدم تناسب کمک میکنند.
بسیاری از شکستهای استخدامی به دلیل ناسازگاری فرد با مدیر مستقیم رخ میدهد، نه با سازمان.
به همین دلیل در طراحی پرسونا باید بررسی شود:
سبک مدیریت چگونه است؟
میزان استقلال مورد انتظار چقدر است؟
سرعت تصمیمگیری تیم چگونه است؟
میزان ابهام در نقش چقدر است؟
یکی از خطاهای رایج، استفاده از ارزشهای رسمی به جای فرهنگ واقعی است.
پرسونا باید بر اساس واقعیت شکل بگیرد، نه آرزوها.
برای مثال:
اگر سازمانی واقعاً محیطی پرسرعت و پرابهام دارد، جذب فردی که به ثبات و ساختار بالا نیاز دارد، احتمالاً به شکست استخدامی منجر خواهد شد.
یک پرسونای حرفهای معمولاً شامل موارد زیر است:
مؤلفه | توضیح |
|---|---|
مشخصات حرفهای | سابقه، تخصص، صنعت |
انگیزههای شغلی | رشد، درآمد، یادگیری، امنیت |
اهداف شغلی | مسیر حرفهای مورد انتظار |
عوامل جذب | چه چیزی او را علاقهمند میکند |
عوامل دفع | چه چیزی باعث رد پیشنهاد میشود |
سبک کاری | فردی، تیمی، مستقل، ساختارمند |
ترجیحات مدیریتی | نوع رهبری مطلوب |
ریسکهای استخدام | نقاطی که احتمال شکست را بالا میبرد |
یکی از مهمترین کاربردهای پرسونا در طراحی برند کارفرمایی است.
برند کارفرمایی موفق تلاش نمیکند برای همه جذاب باشد.
بلکه تلاش میکند برای افراد مناسب جذاب باشد.
وقتی سازمان پرسونای مخاطب خود را بشناسد:
پیامهای دقیقتری میسازد.
آگهیهای هدفمندتری منتشر میکند.
تجربه بهتری برای نامزدها ایجاد میکند.
کیفیت جذب افزایش پیدا میکند.
سؤال | وضعیت مطلوب |
|---|---|
نیروهای موفق تحلیل شدهاند؟ | ✓ |
خروجیهای ناموفق بررسی شدهاند؟ | ✓ |
فرهنگ واقعی سازمان شناسایی شده؟ | ✓ |
سبک مدیریتی نقش مشخص شده؟ | ✓ |
عوامل جذب و دفع تعریف شده؟ | ✓ |
پرسونا به فرآیند مصاحبه متصل شده؟ | ✓ |
پرسونا بهروزرسانی دورهای میشود؟ | ✓ |
بسیاری از سازمانها تصور میکنند مسئله اصلی جذب، کمبود رزومه یا ضعف بازار کار است. اما در عمل، مشکل اغلب از جای دیگری شروع میشود:
آنها هنوز نمیدانند دقیقاً چه کسی را میخواهند جذب کنند.
پرسونای جذب و استخدام به سازمان کمک میکند پیش از آنکه به دنبال بهترین متقاضی بازار بگردد، ابتدا تعریف کند «بهترین متقاضی برای این سازمان چه کسی است».
و این تفاوت کوچک، میتواند تفاوت میان یک استخدام موفق و یک هزینه چندصد میلیونیِ پنهان باشد.
Society for Human Resource Management (SHRM) – Talent Acquisition & Workforce Planning
LinkedIn Talent Solutions – Candidate Persona Research
Harvard Business Review – Hiring for Potential and Organizational Fit
Lou Adler – Hire With Your Head
Bradford Smart – Topgrading
CIPD Recruitment and Resourcing Factsheets